آنچه در دو قسمت گذشته خواندید تنها (( خلاصه ای )) از وضعیت ایران در زمان قبل از ورود آریایی ها بود. نکته ای که باید درباره این نوع تمدن ها بدانید این است که خیلی از انها به احتمال زیاد تا زمانیکه آریایی ها در ایران ساکن شده اند هم ادامه داشته اند(مانند تمدن عیلام) . من در اینده سعی خوهم کرد به  تمدن هایی که قبل از ورود اریایی ها تشکیل شده اند بیشتر بپردازم.                   

امروز می خواهیم به دوره ای بپردازیم که آریایی ها وارد ایران - یعنی سرزمینی که به نام انها نام گذاری شده  -  شدند ،  و همچنین تمدن هایی را که به احتمال زیاد در زمان ورود آریایی ها تشکیل شدند مورد بررسی قرار دهیم. آنچه که لازم است در مورد این دوره بدانید این است که کم بودن مدارک مستند درباره این دوره باعث می شود تا مورخان مجبور شوند بیشتر تاریخ این دوره را بر اساس استنباط های خود بنویسند و همین باعث اختلاف نظر فاحش آنها با یکدیگر می شود.

آریایی ها اقوامی بودند که از آسیای مرکزی ، به خاطر یخبندان های فصلی و کمبود غذا ، از شمال فلات ایران و از دو سوی دریاچه ی خزر وارد سرزمینی شدند که بعدها به نام آنها ایران نام گرفت. گروهی از این اقوام به نام پارت ها در مناطق شمال شرقی ایران (خراسان و گرگان امروزی) ساکن شدند و گروه دیگری که ماد و پارس نامیده می شدند ، با گذشتن از آذربایجان ، به سوی سرزمین های جنوب غربی حرکت کردند( در اواسط قرن نهم پیش از میلاد، آشوری های عراق برای تخستین بار ، از سرزمین پارسوآ به عنوان دشمن همسایه در کتیبه های خود یاد کرده اند. پژوهشگران نیز بر پایه این اسناد نتیجه گرفته امد که احتمالا مادها و پارس ها ابتدا در شمال غربی ایران ساکن بوده اند و بعدها به دلایلی به سرزمین های جنوبی رفته اند) و در نهایت مادها در نزدیکی همدان و پارس ها در استان فارس امروزی مستقر شدند. هم زمان با ورود آریایی ها ، قبایل مختلف دیگری ( که نژاد و هویت بیشتر انها هنوز دقیقا معلوم نشده) نیز وارد ایران شدند و هر کدام قلمرو کوچکی را به خود اختصاص دادن. از میان اقوام  شناخته شده آن دوران می توان به مانایی و اورارتو اشاره کرد که در اوایل هزاره اول پیش از میلاد ، حکومت های مستقلی در شمال غربی ایران تشکیل داده بودند. اقوام ناشناخته ی دیگری در مارلیک گیلان ، حسنلوی آذربایجان ، زیویه ی کردستان و وجود داشتند که مدت کوتاهی در شمال و غرب ایران شاکن شدند. ما ابتدا به طور خلاصه به این اقوام پرداخته و سپس ادامه ی بحث را پی می گیریم.

 

در اواسط هزاره دوم پیش از میلاد ، ایرانیان باستان با دستیابی به فناوری استخراج و ذوب آهن ، گام مهم دیگری در جهت پیشرفت و توسعه ی خود برداشتند. از این زمان تا اواسط هزاره اول پیش از میلاد ، غرب فلات ایران شاهد نقل و انتقالات وسیعه و ورود اقوام و فرهنگ های جدید بود. گرچه اطلاعات ما درباره این اقوام مهاجر بسیار اندک است اما کشف اثار بسیار نفیس از جنس طلا و نقره و همچنین سلاح ها و ابزار آهنی و مفرغی (مفرغ آلیاژی است محکم تر از مس که از ترکیب دو فلز مس و قلع به دست می آید) بیانگر اوج هنرمندی مردم ساکن این ناحیه است که ظاهرا از ثروت قابل توجهی برخوردار بوده اند. تپه های مارلیک گیلان یکی از معروفترین محوطه های باستانی این دوره است. در بالای این تپه هه که در 14 کیلومتری شهرستان رودبار در استان گیلان قرار دارند ، بیش از 50 گور کشف شده است که داخل همه انها اشیای ارزشمند و منحصر به فردی چون پیکره سفالین انسان ، گاو کوهاندار و همچنین جام های زرین و سیمین با نقوش قلم زنی شده بسیار زیبا قرار داشت. از دیگر مناطق باستانی این دوره می توان به تپه های املش ، کلاردشت و عمارلو در استان های گیلان و مازندران ، تپه زیویه در استان کردستان، تپه حسنلو در استان آذربایجان غربی( گفتنی است قدمت اصلی تپه حسنلو به بیش از 7000 سال پیش برمی گردد ) و غار کلماکره در استان لرستان اشاره کرد. برخی از پژوهشگران معتقدند از آنجا که این مناطق مسیر ورود آریایی های مهاجر به ایران قرار داشته اند و قدمت آثار بدست آمده مربوط به همان دوران است ، احتمالا ساکنان این مناطق اجداد مادها و هخامنشی ها بوده اند ؛ اما از طرفی در دست نبودن کتیبه معتبری باعث شده است باستان شناسان نتوانند به طور قطع درباره ی هویت واقعی آنها اظهار نظر کنند.

 

 

 

 

 

 

نماهایی از تپه حسنلو - در نزدیکی شهرستان نقده - استان آذربایجان غربی

 

 

 

 

 

 

 جام زرین حسنلو: بر بدنه این جام معروف و بسیار زیبا  نقش های بسیاری حک شده است که احتمالا داستانی حماسی را روایت می کند. در ردیف بالایی ایزدی بالدار یوار بر گردونه ای که یک گاو نر آن را می کشد به سوی کاهنی در حرکت است که جامی در دست دارد و در این حال از دهان گاو رودی جاری است که احتمالا نماد حیات و باروری محسوب می شود. در ردیف پایینی و زیر گردونه حیات پهلوانی در حال نبرد با موجودی نیمه انسان ـ نیمه اژدها است. از تصاویر قلم زنی شده آن سوی جام می توان به ایزدهای شاخدار سوار بر ارابه  کاهنانی که در حال حمل قوچ های قربانی هستند پهلوانی که گرز در دست دارد مردی که در حال رام کردن شیر است و پدر و مادری که در حال بازی به کودک خردسالشان هستند اشاره کرد.     قدمت: حدود ۳۱۰۰ سال پیش        محل نگهداری: تهران ـ موزه ملی ایران

 

 

                    

سنگ های لاجورد با نقش های بسیار زیبا از حیوانات و گیاهان مختلف( این تکه سنگ ها احتمالا بقایای یک جام یا یک کاسه می باشند که تکه تکه شده اند) محل کشف: تپه حسنلو- آذربایجان غربی  قدمت: حدود ۳۰۰۰ سال پیش            محل نگهداری: موزه ملی ایران

 

 

             

                          

                 

 

جام زرین با دو ردیف نقش برجسته شیردال و گاو بالدار

محل کشف: تپه مارلیک گیلان

محل نگهداری: موزه ملی ایران( موزه ایران باستان)

 

 

                  

جام زرین با نقش اژدهای دو سر از آثار کشف شده از گورستان های تپه مارلیک گیلان

محل نگهداری: موزه لوور فرانسه

 

 

       

 

ریتون( ریتون نوعی جام به شکل بدن یا سر حیوان است که در مراسم مذهبی دوران باستان ‌برای نوشیدن شربت استفاده می شد) سفالی به شکل گاو کوهان دار   قدمت : حدود ۲۸۵۰ سال پیش    محل کشف: مارلیک گیلان           محل نگهداری: موزه لوور فرانسه 

 

 

 

 

 

 جام زرین مارلیک با یک ردیف نقش برجسته غزال - قدمت: حدود ۲۹۰۰ سال پیش

محل نگهداری: آمریکا - موزه متروپولین نیویورک

 

 

                 

 

 جام سیمین با دو ردیف نقش برجسته اسب و شیر بالدار   محل کشف: گورستانی در تپه املش گیلان    محل نگهداری: موزه لندن             قدمت: حدود ۲۸۰۰ سال پیش

 

 

 

جام زرین مارلیک: شاهکاری بی نظیر از هنر ایرانیان باستان

بر روی این جام معروف ، پیکره چهار گاو بالدار در حالکه ایستاده و به درختی تکیه داده اند، حک شده است. نکته جالب توجه در این جام این است که سر گاوها به جای پرج شدن  از خارج ، تنها با قلم زنی از داخل و با استفاده از طلای بدنه ساخته شده اند!!

قدمت: حدود 2800 سال پیش      محل نگهداری: موزه ملی ایران

 

 

 

 

 جام زرین کلاردشت با یک ردیف نقش برجسته شیر ؛ قدمت: حدود 2800 سال پیش

محل نگهداری: تهران - موزه ملی ایران 

 

 

 

 

پلاک سیمیمن مشکوفه از غار کلماکره لرستان ، قدمت: حدود 2900 سال پیش

روی این پلاک معروف ، نقش دو موجود اساطیری ، با سر انسان ، شاخ و بدن بز ، بال عقاب و دم شیر در حالی که روی سر دو ابوالهول ایستاده اند ، به چشم می خورد. سر این دو جانور روی پلاک پرچ شده و دورتادور پلاک با نقش میوه درخت کاج تزیین شده است

محل نگهداری: تهران - موزه ملی ایران

 

 

 

 

 آریایی ها چه زمانی وارد ایران شدند؟

زمان ورود آریایی ها هنوز به طور دقیق مشخص نشده و یکی از موضوعات مورد بحث باستان شناسان است. دکتر عبدالحسین زرین کوب معتقد است که آریایی ها حدود سه هزار سال پیش وارد ایران شدند. اما به نظر بهنام محمد پناه زمان ورود اریایی ها باید اواسط هزاره دوم پیش از میلاد باشد. حسن پیرنیا ( مشیر الدوله) نیز می نویسد:(( بعضی علما عقیده دارند که مهاجرت آریایی ها در حدود چهار هزار سال پیش بوده ولی اخیرا این عقیده قوت یافته که از قرن چهاردهم پیش از میلاد شروع شده و تا قرن ششم ادامه یافته)). به هر حال مورخین و باستان شناسان مختلف درباره زمان مهاجرت آریایی ها نظرهای نسبتا متفاوتی می دهند. هرچند که من باستان شناس و مورخ نیستم و نمی توانم در این مورد نظر دهم اما به نظر می رسد منطقی ترین زمان حدود 4000 تا 3000 سال پیش باشد

.

دین و باورهای مذهبی آریایی ها

در مورد دین و باورهای مذهبی آریایی ها اطلاعات بدست آمده بسیار کم است. اما حسن پیرنیا (مشیر الدوله) در کتاب (( تاریخ ایران باستان)) درباره دین و مذهب آریایی ها اینگونه توضیح می دهد:(( راجع به مذهب آریایی های ایرانی باید در نظر داشت که مدت ها مذهب آنها با مذهب هندی ها یکی بود ، چنانکه به زبان واحدی هم تکلم می کردند ، ولی در قرون بعد جدایی مذهبی بین آنها روی داد. کی این جدایی روی داد ، دقیقا معلوم نیست ، ولی از کتیبه ای که در بوغاز در آسیای صغیر بدست آمده و تاریخ آن تقریبا 1350 قبل از میلاد است ، استنباط می شود که در این زمان جدایی روی نداده بود ، چه نجبای (( میتانی)) که آریایی بوده اند به خداهای هندی قسم یاد کرده اند. چون تاریخ نوشته شدن ((ودا)) ، کتاب مقدس هندی ها از قرن 14 پ.م بالا نمی رود و از قرن 8 پ.م  پایین تر نمی آید ، پس به احتمال فراوان تاریخ جدایی آنها بین این دو قرون باید باشد. اما اینکه مذهب آریایی های ایرانی چه بوده ، از مطالعات محققین در مذهب هندی ها و مقایسه نتیجه آن با نتیجه مطالعات در اوستا ( کتاب مقدس زردتشتی ها) این عقیده حاصل می شود: آنها معتقد بودند به یک عده از وجود های خیر و خوب که گنج ها و ذخایر طبیعت را به انسان می رسانید.در میان این ذخایر مهم تر از هر چیز روشنایی و باران بود و نیز اعتقاد داشتند به وجود های بد و تیره که با موجودات خوب در جنگ بوده نمی خواستند انسان سعادتمند باشد. شب ، زمستان ، خشک سالی ، قحطی و .... را از وجود های بد می دانستند. معلوم است که وجودهای اولی را می پرستیدند  ، حمد و ثنای آنها را می گفتند و برای آنها نیاز می دادند و حال آنکه ارواح بد را دشمن می دانستند و برای محفوظ ماندن از شر آنها به ورد هایی متوسل می شدند که بعد ها باعث ترقی سحر و جادگری شد و زرتشت بر ضد این خرافات قیام کرد. بعضی محققین به این عقیده اند که پرستش ورثرغنا ( رب النوع رعد) و میثر ( رب النوع آفتاب) در این زمان در مذهب آریایی های ایرانی داخل بود. آفتاب را چشم می دانستند و رعد را پسر آن ، به عبارت دیگر باید گفت آریایی های ایرانی ، مانند آریایی های هندی ، عناصر را می پرستیدند ، ولی بعد به تدریج ترقی کرده و به درجه پرستش خدای یگانه رسیدند. کی نتیجه این ترقی و تکامل حاصل شد؟  معلوم نیست ولی آریایی های ایرانی زودتر از آریایی های هندی ترقی کرده و به توحید رسیده اند. آریایی های ایرانی وقتی که به ایران آمدند از حیث تمدن پست تر از همسایه های خود یعنی بابل ، آشور و عیلام بوند و چیزهای زیادی را از آنها آموختند و اقتباس کردند ، ولی در اخلاق بر آنها برتری داشتند ، چه معتقدات مذهبی آنها سعی و عمل ، یعنی کوشش و کارکردن را با راستی و درستی تشویق می کرد و ایرانی های قدیم دروغ را یکی از بزرگترین ارواح بد می دانستند.))    

 

آریایی ها پس از ورود به ایران و ساکن شدن در مناطق مختلف به زندگی کوچ نشینی خود ادامه دادند ؛ اما به مرور زمان یک جا نشین شدند و به کشاورزی پرداختند. کم کم دو گروه پارس ها و مادها به دلیل همجواری با دو تمدن بزرگ عیلام و بابل، خط ، زبان و بسیاری از فنون دیگر را از آنها یاد گرفته و پیشرفت زیادی از نظر فرهنگی کردند؛ این پیشرفت ها بعدا در امپراتوری های ماد وبه خصوص هخامنشیان تاثیرات زیادی داشت و باعث شد تا آنها در ساخت کاخ ها و بناها سر آمد روزگار خود شوند. حتی خط رسمی ایران تا زمان قبل از داریوش اول(کبیر) هخامنشی، عیلامی و بابلی بوده و  خط کتیبه هایی که از کوروش بدست آمده همگی عیلامی و بابلی می باشند.هر چند در زمان داریوش و به دستور او خط پارسی باستان را اختراع کردند اما با این وجود هم خط و زبان عیلامی و بابلی در ایران رایج بود. اما در آن سوی ایران پارت ها که از تمدن های بزرگ دور بودند ، به دلیل همجواری با قوم وحشی ((سکاها)) بیشتر از آنکه در زمینه های فرهنگی و هنری پیشرفت کنند ، فنون جنگی را از سکاها آموختند (یا به عبارت دیگر اقتباس کردند) ، به طوری که شیوه جنگیدن پارت ها در زمان امپراطوری اشکانی -  یعنی کشیدن دشمن به خاک خود و بعد با حمله های برق آسا نابود کردن - دقیقا شبیه شیوه جنگیدن سکاها در مقابله با داریوش کبیر هخامنشی و اسکندر مقدونی بود و حتی همین شباهت بعضی مورخان معاصر را به اشتباه انداخته و آنها فکر می کردند که پارت ها گروهی از سکاها بوده اند. اینکه پارت ها از تمدن های بزرگ دور بودند مانند هخامنشیان بر روی امپراتوری اشکانی تاثیر زیادی گذاشت و درست در نقطه مقابل هخامنشیان ، تعداد کاخ ها ، بناها و به طور کلی آثار بدست آمده و کشف شده از زمان اشکانیان بسیار کم بوده و همین اندک آثار به جا مانده هم فاقد ظرافت و زیبایی زمان هخامنشیان می باشند.

آنچه در متن بالا خواندید فقط توصیفی بسیار کلی از کارها و وضعیت آریایی ها قبل از تشکیل شدن دولت ماد بود. اطلاعات جزئی تر از اینکه آریایی ها قبل از تشکیل دولت ماد چه کرده اند بسیار اندک و تقریبا هیچ است. هر چه هم که باقی مانده نه مدرک مستند بلکه از داستان های قدیمی است (که مهمترین آنها  شاهنامه می باشد). در واقع اگر زمان مهاجرت آریایی های ایرانی و جدا شدن آنها از آریایی ها هندی و اروپایی را 4000 سال پیش بدانیم ، از این زمان تا زمانی که دولت ماد تشکیل می شود ، یعنی حدود 2650 سال پیش ، دقیقا اینکه اریایی ها چه کرده اند و چه دولت هایی تشکیل داده اند معلوم نیست. در اینجا به نوشته های حسن پیرنیا اکتفا کرده و این بحث را به پایان می بریم :((....... مطابق داستان ها و روایات آریایی ها چهار دولت تشکیل داده اند : جمشیدی ها(پیشدادیان) ، فریدونی ها ، منوچهری ها و زابی ها. زمان جمشید( جمشید بزرگترین پادشاه سلسله پیشدادیان و ابداع کننده جشن نوروز بود)  خیلی قدیم است. بعضی عقیده دارند که جمشید داستانی مربوط به زمانی است که هنوز بین مردمان هند و اروپایی جدایی روی نداده بود ( یعنی زمانی که آریایی های به مناطق مختلف کوچ نکرده بودند) ، ولی به هر حال چنین به نظر می آید که زمان او جزو عهدی است که آریایی های هندی و ایرانی با هم بوده اند.( شید صفت و به معنی در درخشنده است , اصل اسم ((جم)) می باشد که در حماسه ملی هندی ها ((یمه)) و در اوستا ((پیمه)) گفته اند) . دولت فریدونی ها( فریدون قیام کننده بر ضد ضحاک ستمگر بود)  نیز باید مربوط به این زمان باشد ، اما دولت منوچهری ها و زابی ها منسوب به دوره هایی است که آریایی ها در ایران ساکن شده و از هندی ها جدا شده اند. در اینجا مسئله ای مطرح می شود: آیا زمان دولت چهارگانه مذکور را می توان دوره های قبل از تاریخ ایران دانسته و از داستان های ما درباره جمشید و فریدون و.....  استنباط هایی درباره دوره قبل از تاریخ آریایی های ایرانی کرد؟ جواب معلوم است: اگرداستان های ما به صورت گفته های اولی به ما رسیده بود ، می توانستیم بگوییم بلی ، اما متاسفانه این داستان ها در مدت قرون و دوره های مختلف به جهاتی که یکی دوتا نیست ، تحریف شده و به قدری تغییر گشته که نمی توان دقیقا گفت فلان شاه یا پهلوانی را که مثلا در دوره منوچهری ها اسم می برند ، حتما از همان دوره بوده ، با فلان واقعه در همان زمان روی داده ، زیرا می بینیم اشخاص زیادی از دوره ی اشکانی به کیانی(سلسله کیانی بعد از کشته شدن ضحاک به دست فریدون، توسط کیقباد تاسیس شد. این سلسله را می توان هخامنشیان هم نامید ؛ چرا که سلسله کیانی(در شاهنامه) توسط اسکندر نابود می شود و بعد از آن هم اشکانیان و ساسانیان روی کار می آیند و این چیزی که در شاهنامه گفته شده دقیقا مانند تاریخ واقعی است و به این ترتیب می توان سلسله کیانی را هخامنشیان هم نامید)  نقل شده اند و وقایعی را از دوره ساسانی به کیانی منتسب داشته اند. بنابراین از کجا معلوم که در مورد بقیه موارد نیز همین  اتفاق رخ نداده باشد؟؟ برگردانیدن داستان ها به صورت اولی کاری است محال ، زیرا تمام مدارکی که در دست است از قرون اسلامی می باشد و اصل خدای نامه ( خدای نامه کتابی است از دوره ساسانیان که فردوسی و دیگر سرایندگان و نویسندگان شاهنامه ، این کتاب با ارزش را بر طبق خدای نامه نوشته اند) در دست نیست. اگرچه خود خدای نامه هم اگر بدست می آید ، باز برای این مقصود کاملا کافی نبود ، چرا که به احتمال زیاد در دوره ساسانی هم به داستان ها دست بردی شده...........)) 

منابع:   

تاریخ ایران باستان ، نوشته حسن پیرنیا ، انتشارات نگاه ، چاپ 1385  

کهن دیار ، نوشته بهنام محمد پناه ، انتشارات سبزان ، چاپ 1385 

روزگاران ،تاریخ ایران از آغاز تا سقوط سلطنت پهلوی ، نوشته دکتر عبدالحسین زرین کوب ، انشارات سخن، چاپ 1384

سایت موزه لوور  

سایت موزه ملی ایران  

سایت موزه لندن 

سایت جامع گردشگری ایران

دانشنامه ویکی پدیا

                                                              

شنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٧ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ توسط محسن نظرات ()